برچسب:
نویسنده: مهسا قاسمیپور
http://s13.picofile.com/file/8402503642/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0%DB%B0%DB%B7%DB%B1%DB%B0_%DB%B2%DB%B0%DB%B0%DB%B2%DB%B3%DB%B4.jpg
برچسب:
نویسنده: مهسا قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: مهسا قاسمیپور
امشب از راه میرسه شب شب دیدار منه به خدای عشق قسم که مونس و یار منه
اشک شادی روی گونه های من جاری میشه گل خنده اومده مهمون شب های منه
تو که از راه برسی دنیا چراغونی میشه پیش پات این شب خاکستری قربونی میشه
لب من با دیدن روی تو لبخند میزنه توی خونه دلم دوباره مهمونی میشه
برچسب:
نویسنده: مهسا قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: مهسا قاسمیپور
چـتـرتــــ را بگــــیر . . .
چشــــــــــم های من . . .
بزرگ, شده ی بارانند . .
برچسب:
نویسنده: مهسا قاسمیپور
ابرها به اسمان تكيه ميكنند، درختان به زمين و انسانها به مهرباني يكديگر.........عیدتون مبارک

برچسب:
نویسنده: مهسا قاسمیپور

برچسب:
نویسنده: مهسا قاسمیپور
متاسفانه از درخت افتادم و کمرم از ناحیه پهلو دچار آسیب شد از درخت افتادم رو دیوار بعد پرت شدم رو زمین از ارتفاع ۵ متری ، خدا را شکر شکستگی نداشتم ولی دچار کوفتگی شدید شدم و خیلی امانم را بریده واقعا خدا رحم کرد نزدیک بود فلج بشم شانس آوردم .
فقط همیشه یادتان باشه بی احتیاطی نکنید من بی احتیاطی کردم بدون هیچ وسیله ایمنی رفتم بالای درخت متاسفانه گول استحکام شاخه های خشک را خوردم .
برچسب:
نویسنده: مهسا قاسمیپور
میـــــــ ـان دِلتَنگــــــی هایَــــــم باشــ ـــــــ تا فَراموشَـــ ـــت نَکُــــــنَم… تا بــــه یاد داشـــ ـــته باشَمَـــــت… تا بویَـــ ــــت را حِــس کُنَـــــــم… تا بِــــــ ـدانَــــم که هَستـ ـــــی… تَـــــــ ـمامِ دُنیـــ ــــام قَلبَــــمه… دنیـــ ــــام باشــــ ـــه واسه تــ ـــــــو… تا بِدانــــ ـــی میانِ ثانیــــ ـــه هایِ دِلتَنگیـــــهامـــ تــــــو وجــــــ ــــود داریــــ
برچسب: دلتنگی,
نویسنده: مهسا قاسمیپور
باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد...
آن قدر که اشک ها خشک شوند ،
باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی
را ورق زد ،
به چیز دیگری فکر کرد ،
باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد...
برچسب: ازنو,
نویسنده: مهسا قاسمیپور
عجب دنیایی شده ملت همه درگیر خودشون هستن کسی دیگه به بقبه کار نداره
چند سال پیش اینجا چه بروبیایی داشت وبلاگ ها هم از رونق افتاون نه کسی هست نه کسی میاد .نه کسی میره
چقدر دوست داشتیم اینجا هیچکدوم نیستن
عجب زمونه ای شده
از دست همه دلخورم حتی خودم خب چیکار کنم خسته شدم ،میپرسی از چی ؟از همه چی از زندگی از دنیا از کار نمیدونم خلاصه دلم گرفته .نمیدونم چی دارم مینویسم حوصله هیچکس و هیچی و ندارم میفهمی
برچسب:
نویسنده: مهسا قاسمیپور